برخى جواب مى‏ دهند: «چون در آن‏ وقت، موضوع صلح امام ‏حسن‏ (ع) در بين بود و امام‏ حسين (ع) نمى‏ خواستند برخلافِ عهد برادرشان، رفتار كنند.» اين سخن، درست نيست؛ زيرا، معاويه‏ خودش آن پيمان را نقض‏ كرده بود. قرآن كريم عهد و پيمان را محترم مى‏ شمارد؛ تا وقتى‏ كه ديگرى، محترم بشمارد. قرآن نمى‏ گويد اگر طرف نقض كرد، تو باز هم وفادار بمان؛ بلكه مى‏گويد: فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكمْ فَاسْتَقِيمُواْ لَهُمْ. «1» البته، عهد با كافر هم محترم است. پيغمبر اكرم (ص) با قريش، در حُديْبِيه، قرارداد بستند و چون نقض از ناحيه آنان شروع شد، پيغمبر اكرم (ص) نيزآن قرارداد را ورق‏پاره‏اى بيش نشمردند.سِرّ قيام‏ نكردن سيّدالشهدا (ع) اين بود كه ايشان‏ فرصت بهتر و بيشترى را انتظار مى‏ كشيدند. اسلام، تاكتيك و انتظارِ فرصت بهتر را جايز، بلكه واجب مى‏ داند. مسلماً فرصت، بعد از مُردن معاويه، از زمان معاويه بهتر بود.امام (ع) در زمان خودِ معاويه نيز ساكت نبودند: دائماً اعتراض مى‏ كردند؛ اكابرِ مسلمين را، جمع و با آن‏ها صحبت مى‏ كردند. نيز، به‏ وسيله نامه‏اى كه به معاويه نوشتند، حضوراً با او محاجّه كردند. اما براى قيام به سِيف، بهترين وقت را در اين دانستند كه صبر كنند تا معاويه بميرد. امام مطمئن بودند كه معاويه، يزيد را نصب كرده تا بعد از مُردن خود، مردم را به اطاعت از يزيد، دعوت كنند؛ بااين‏ حال، از نظر امام، خلافت يزيد چيزِ تازه و غيرمنتظره‏ اى نبود2.

1-توبه،7

2-شهید مرتضی مطهری،مجموع آثار،ج17،ص490